بيوتروريسم ، شبح جنگهاي بيولوژيك
بيوتروريسم ، شبح جنگهاي بيولوژيك
محمدحسن شاهحسيني (Ph.D ) دكتراي باكتريولوژي
مقدمه
واژه ترور و تروريسم واژگان و اصطلاحات سياسي هستند و بسياري از انديشمندان قرن بيستم معتقدند كه اطلاق كلمه ترور به حوادثي كه با اهداف غير سياسي رخ ميدهند نادرست است. در واژهنامه روابط بينالملل در ذيل مدخل « ترور » آمده است كه ترور و تروريسم به فعاليتهاي بازيگران دولتي و غيردولتي كه شيوهها و تمهيدات خشن را در اعمال خود براي رسيدن به اهداف سياسي به كار ميبرند ، اطلاق ميشود. بنابراين ميتوان گفت كه ترور عبارتست از حذف حريف سياسي با هر شيوهي ممكن. ترور خود به دو گونه است : يكي ترور سرخ و ديگري ترور سرد. در ترور سرخ فرد يا افراد تروريست ميكوشند تا با استفاده از سلاح گرم يا سرد به حدف فيزيكي رقيب سياسي خود مبادرت ورزند. طبيعي است كه موفقيت يا عدم موفقيت اين نوع ترور بستگي به نابودي يا عدم نابودي فرد مورد نظر دارد. اما در ترور سرد كه همچون جنگ سرد است ، هدف نابودي فيزيكي حريف نيست. بلكه بدنام كردن او براي جلوگيري از اقداماتش مورد نظر ميباشد. گفتني است كه اين نوع ترور محدود به مطامع سياسي نيست و در عرصههاي غيرسياسي نيز به چشم ميخورد. مثلاً يك ورزشكار ، يك بازرگان و يا يك هنرپيشه ممكن است براي حذف رقيب خود دست به ترور شخصيت بزند. اما بايد توجه داشت كه بُعد سياسي ترور سرد گاهي خود مقدمهاي براي است براي ترور سرخ.
در خصوص آنكه « ترور » از چه زماني شكل گرفته و تا كنون چه مراحلي را پشت سر نهاده است ، با مطالعه تاريخي ، ميتوان سه مرحله را براي آن نام برد. مرحله نخست از گذشتههاي بسيار دور آغاز ميشود. به نوعي كه ترور را همزاد با نخستين تمدنها و دولتها ميدانند. به اين معني كه با تشكيل حكومت ، مفهوم ترور هميشه در جوار فعاليتهاي سياسي خودنمايي كردهاست. شايد اولين نهاد تروريستي كه در تاريخ ثبت شده است ، نهاد تروريستي «فيثاقورث » است. وي كه در قرن ششم پيش از ميلاد ميزيست ، سخنگوي طبقه آريستوكرات يون بود و به دنبال مبارزه با « طالس » رهبر جناح دمكرات ، از وي شكست خورده ، به سيسيل گريخت. او در آنجا گروههاي خرابكاري متشكل از جوانان متعصب را سازماندهي نمود كه به آتن رفته و دست به خرابكاري و ترور افراد ميزدند. در تاريخ خودمان نيز ميتوان نمونههايي از ترور را در تاريخ باستان سراغ گرفت. به هر حال در اين دوران اگرچه ترور يك اقدام سياسي و با اهداف سياسي عمل ميكند ، اما چندان سازمان يافته نيست و بيشتر انگيزهها و محركهاي فردي باعث بروز آن ميشود.
مرحله دوم از انقلاب فرانسه آغاز ميشود و در واقع واژه « ترور و تروريسم » زاييده انقلاب فرانسه است. در اين انقلاب ، ترور دو بُعد پيدا كرد. يكي بُعد عملي و ديگري بُعد رواني ـ اجتماعي.
بعد عملي ترور ناظر بر همان مقطعي است كه ترور روي ميدهد وشخص مورد نظر حذف فيزيكي ميشود . اما بعد رواني آن برخاسته از يك رشته عواطف و احساساتي است كه جامعه را متأثرمي كند . اين بخش از ترور بسيار اهميت دارد و باعث ايجاد ناهنجاريهاي رواني و رعب و وحشت در جامعه ميشود و سازمان سياسي را نيز تحت تأثير قرار ميدهد . از انقلاب فرانسه به بعد سازمانهاي تروريستي در اروپا شكل مستقل و گستردهاي به خود گرفتند . مانند گروه «كاربونريها» در ايتاليا كه به دنبال وحدت آن كشور بودند ، جنبش «بورشن شافت» يا انجمن دانشجويان وحدتطلب آلماني در دانشگاه اينا و جنبش دانشجويي يوگسلاوي ،كه اين گروه اخير با ترور وليعهد اتريش در سارايوو آتش جنگ جهاني اول را شعلهور ساختند . در هر صورت نيمه دوم قرن نوزدهم در اروپا عصر جديد تروريسم است كه با اهداف كاملاً سياسي و به صورت سازمان يافته عمل ميكند و به صورت يك مفهوم سياسي وارد واژگان سياسي ميشود . در همين مرحله ترور به عنوان يك مكتب و يك نظر گاه مطرح ميشود و در كنار آنارشيسم ، نهيليسم قرار ميگيرد .
مرحله سوم بسط و گسترش تروريسم از نيمه دوم قرن بيستم آغاز ميشود و تروريسم ضمن مجهز شدن به روشها و ابزارهاي نوين و پيچيده ،گاه به عنوان يك اقدام انقلابي مشروعيت سياسي پيدا ميكند و حتي ترور ، قالب دولتي نيز پيدا ميكند و بسياري از دولتها براي رسيدن به مقاصد خود از آن بهره ميبرند . فيلسوف و مورخ فرانسوي در مقدمه كتاب خود تحت عنوان ،« تاريخ انديشه سياسي در غرب» به طور مفصل درباره ترور بحث ميكند و معتد است كه قرن بيستم اصولاً قرن ترور است ، زيرا در اين قرن تفكر ماركسيستي ، سطح ملاحظات اخلاقي را در جامعه بين المللي پايين آورد . ماركسيسم موجوديت و بقاي خود را در گرو خشونت ميديد و بنابراين در دورهاي كه بر بخش وسيعي از جهان سلطه پيدا كرد ، خشونت در اوج آن ترور را نيز همراه آورد . درصورت زماني كه دولتها خود تشكيل دهنده سازمانهاي تروريستي شدند ، مفهوم ترور يكي از اجزاء تشكيل دهنده حكومتها شد و بويژه در بين كشورهاي جهان سوم ترور درنيمه دوم قرن بيستم از يك نوع حقانيت و مشروعيتي برخوردار شد. با اين تعريف ،هرگونه حركت قهرآميز براي رفع سلطه بيگانه ، مظهري از مظاهر تروريسم تلقي ميشود و طبيعتاً بار منفي پيدا ميكند . اما آيا واقعاً اين طور است و نبايد تفكيكي بين جنبش هاي رهايي بخش و تروريسم قائل شد . اما در هر حال در اين مورد نظر واحدي وجود ندارد در سال 1989 و در اجلاس سالانه مجمع عمومي سازمان ملل موضوع تروريسم مورد بحث نمايندگان كشورها قرار گرفت و به طور مشخصي دو نظر درباره آن مطرح شد . كشورهاي غربي با هرگونه ترور تحت هر عنواني مخالفت ميكردند و آن را موجب بر هم خوردن نظم جهاني ميدانستند ، اما در مقابل كشورهاي غيرمتعهد و از جمله جمهوري اسلامي ايران ضمن محكوم كردن ترور دولتي ،معتقد بودند كه بايد حركتهاي آزادي بخش براي رهايي از سلطه خارجي را از تروريسم جدا كرد و ملتهاي تحت سلطه مجاز به استفاده از شيوه هاي انقلابي براي رهايي از سلطه خارجي هستند . همين اختلاف ديدگاه موجب شد كه مجمع نتواند در اين خصوص به نتيجه مشخصي دست يابد .
ترور به معناي ترس زياد و وحشت است ، و تروريست كسي است كه ميخواهد از طريق ارعاب ، تهديد و ايجاد ترس و وحشت در مردم بر آنها حكومت نمايد . فعاليتهاي تروريستي ، خصوصاً در سالهاي اخير ، باعث غمگين و رنجور كردن بخش مهمي از جمعيت دنيا گرديده و اهالي بسياري از كشورها مناطق ، رنج و درد اين نوع اعمال غير انساني را با بردباري تحمل نموده اند . از سال 1980 تا سال 1990 نزديك به 6000 رويداد تروريستي در سرتاسر دنيا اتفاق افتاده كه در نتيجه آن 4000 انسان كشته و بيش از 11000 نفر زخمي گرديدهاند [1] . از زماني كه تروريستها توانسته اند خود را به سلاحهاي نيرومندتر و جديدتر تجهيز نمايند توانايي ايجاد آسيبهاي عظيم و صدمات فراوان آنها هم بيشتر گرديده است . توسعه تروريسم بواسطه دولتهاي كمك كننده به اين نوع فعاليتهاي تروريستي در ساليان اخير بسط فراواني پيدا كرده است ، خصوصاً فعايتهاي كشورهاي پشتيباني كننده به تروريسم در تحقيقات و توسعه (R&D) ، در علومي همچون ميكروبيولوژي ، بيوتكنولوژي و شيمي باعث ايجاد انواع جديدي از فعاليتهاي تروريستي همچون بيوتروريسم ( Bioterrorism) ، شيميوتروريسم (Chemoterrorism) و غيره گرديده است [2] . بطور مثال كشوري مانند عراق با آن سابقه روشن در تجاوزگري، بعد از سالها تحقيق و توسه موفق به ساخت سلاحهاي شيميايي گرديد . بعلاوه برنامه تهاجمي سلاحهاي بيولوژيك عراق بر همه جهانيان در چند ساله اخير مشهود و آشكار گرديده است [3] . در عين حال كشورهايي مانند آمريكا و رژيم صهيونيستي از چندين دهه قبل به اين طرف در زمينه اين نوع سلاحهاي تحقيقات فراوان داشته و از كشورهاي پشتياني كننده انواع تروريسم و همينطور مظهر تروريسم دولتي ميباشند . به اعتقاد يك روزنامه نگار انگليسي بنام «كريس رييد» ، وحشت آفريني دولت آمريكا از حمله با سلاحهاي بيولوژيك به وسيله برخي كشورها يا گروهها در واقع تلاشي براي پنهان كردن چهرهاي اصلي مقصر در توليد و آزمايش اينگونه سلاحها است . روزنامه گاردين در تحليلي درباره خبر دستگيري چندي قبل دو آمريكايي در ارتباط با طرح آزادسازي عامل بيماري آنتراكس يا سياه زخم در نيويورك و همزمان با اوجگيري بحران عراق مينويسد : اين در واقع خود دولت آمريكا است كه احتمالاً به چنين اقداماتي دست ميزند . در سال 1976 فاش شد كه 10 سال قبل از آن تاريخ ، واحد سلاحهاي ميكروبي دولت آمريكا ، يك نوع باكتري را به منظور مشاهده نحوه انتقال و گسترش آن در داخل تونلهاي زيرزميني شهر نيويورك رها كرده بود . ظاهراً اين آزمايش هيچ قرباني نداشته است . در سال 1950 نيز يك كشتي مين جمع كن در سواحل سانفرانسيسكو نوعي ديگر از باكتري را در فضا رها ساخت. در اين آزمايش احتمالاً 13 نفر جان باخته اند . ارتش آمريكا در فاصله زماني 1950 تا 1966 نيز باكتريهاي مختلفي را به منظور آزمايش در مناطق كي وست ، فلوريدا ، شهرپاناما و پايگاههايي در كاليفرنيا ، آلاباما ، پنسيلوانيا رها كرده بود و نهايتاً دستور اجرايي رئيس جمهوري باعث تعطيل اين آزمايشها گرديد .«كريس ريد» نويسنده اين مقاله ميافزايد كارشناسان امنيتي كه مردم را در مورد تهديد سلاحهاي بيولوژيك تروريستها به وحشت مياندازند ، در مورد تاريخچه آزمايشهاي بيولوژيك دولت آمريكا سكوت ميكنند . بطور خلاصه دولت آمريكا با وحشت آفريني از سلاحهاي ميكروبي ، روي اقدامات خود براي ساخت اين نوع سلاحها سرپوش ميگذارد .
سئوالي كه اينجا مطرح است اين است كه آيا سازمانهاي تروريستي و حاميان اين سازمانها ، جهت دامن زدن و گسترش اضطراب و تشويش عمومي ، دسترسي به اين نوع سلاحهاي بيولوژيكي دارند يا خير؟ اين سئوال در ساليان اخير بندرت در مقالات مورد بحث واقع شده است .
در سال 1978 دانشمندي بنام Mullen ،انواع جديد تهديدهاي هستهاي ، شيميايي و بيولوژيك را مورد ارزيابي قرار داد . دانشمند فوق با تجزيه وتحليل اين تهديدها نتيجه گيري كرده از ميان سه تهديد تروريستي فوق الذكر، تهديد بيولوژيكي از همه سادهتر و علميتر ميباشد، معذالك ، برخي گروههاي تروريستي بدليل داشتن آرمانهاي انساني ، بشردوستانه و اجتماعي دست به اين چنين كارهايي نخواهند زد از طرف ديگر بسياري از گروههاي ترويستي معاصر هم فاقد مهارتهاي تكنيكي لازم براي بكارگيري چنين سلاحهاي بيولوژيك در عمليات تروريستي ميباشند .
برخي معتقدند كه بعضي از گروههاي تروريستي اگر اراده نمايند در مدت كوتاهي توانايي لازم براي به دست آوردن و استفاده از سلاحهاي بيولوژيك و شيميايي را دارا ميباشند . افرادي مانند « Hurwitz » معتقدند كه تروريستها بدليل اينكه كاربرد اين نوع سلاحهاي باعث بيزار كردن مردم و حتي طرفدارانشان از آنها ميگردد دست به استفاده (در صورت داشتن) نخواهند زد با اين حال اين احتمال هميشه وجود دارد كه در شرايط خاصي مورد استفاده قرار بگيرند .
نظر دوم توسط بسياري از صاحبنظران ديگر همانند «Mc George» منعكس گرديده است و بالاخره برخي مانند« Huxsoll » و همكاران [5] نتايج يك حمله بيولوژيك به وسيله نيروهاي نظامي و تروريستها را برروي انسان ، حيوان و گياهان و همينطور عواقب اجتماعي ، رواني و بهداشتي ـ درماني را مورد ارزيابي و بررسي قرار داده اند . بدون وارد شدن در جزئيات ميتوان به جرات گفت كه بدست آوردن و كاربرد سلاحهاي بيولوژيك براي تروريستها امري امكان پذير و عملي ميباشد .
عوامل جذب تروريستها به بيوتروريسم
از عوامل مهمي كه باعث شده دولتها و نيز گروهها و افراد جذب سلاحهاي بيولوژيك و بكارگيري آن در عمليات خرابكارانه بيوتروريستي گردد، موارد زير را ميتوان ذكر نمود :
1- براي توليد و بكارگيري سلاحهاي بيولوژيك داشتن علوم و مهارتهاي نسبي ميكروبشناسي كافي است . به عبارت ديگر حتي در كشورهايي هم كه از لحاظ علم ميكروب شناسي خيلي پيشرفت نداشته اند ساخت اين نوع سلاحها عملي است . همينطور افراد و گروههايي هم كه روي مسئله كار ميكنند ميتوانند اقدام به ساخت سلاحهاي بيولوژيك براي عمليات خرابكارانه نمايند .
2- بزرگترين سد يا مانع براي مسلح شدن به اينگونه عوامل بيولوژيك ، شايد عدم دسترسي به اين عوامل باشد كه البته اين مانع هم مانعي غير قابل تفوق نيست و هر كشور ، گروه يا فردي با سعي تلاش ميتواند به عوامل بسيار بيماريزاي دلخواه دسترسي پيدا كند . بطور مثال ميتوان اين عوامل را از بيماران جدا و غربال نمود و يا با استفاده از علم مهندسي ژنتيك و دستكاريهاي ژنتيكي به سويه هاي بيماري زاتر دسترسي پيدا كرد .
3- توليد سلاحهاي بيولوژيك ازلحاظ قيمت بسيار ارزان است و وسائل پخش كننده اين عوامل به صورت آئروسل هم از طريق منابع تجارتي براحتي قابل تهيه است. بسياري از دستگاههاي پخش كننده را ميتوان به راحتي براي پخش عوامل بيولوژيك تغيير كاربري داد .
4- فعاليتهاي بيوتروريستي در محيط شهرها ، بدون اينكه جابجايي زيادي براي عوامل بكار رونده حادث شود ، به راحتي و آساني قابل انجام ميباشد ، لذا ميتوان از كشتهاي تازه عوامل ميكروبي در اينگونه عمليات خرابكارانه (يا بيوتروريستي) استفاده نمود . اين مسئله از اين جهت مهم است كه نگهداري و انبار كردن و همينطور جابجايي زياد عوامل بيولوژيك باعث كاهش قدرت زنده ماندن وحدّت بيماري زايي سوشهاي ميكروبي ميگردد .
5- بعلاوه بيوتروريستها نيازي به دانستن مختصات دقيق محل يا نقطه هدف همينطور نتايج قابل پيشگويي ندارند و از اين جهات به هيچوجه تحت فشار و تحميل نيستند .
تروريسم و تروريستها
براي سادگي مطلب ميتوان تروريسم را به دو دسته تقسيم بندي نمود [1] .
1- تروريسمِ تحت كنترل كشورها (State Controlled Terrorism) كه يا توسط گروههاي تروريستي تحت كنترل يك يا چند كشور انجام ميشود و يا توسط يك دولت يا كشور بطور مسقيم انجام ميپذيرد اين شق جديد را تروريسم دولتي (Government Terrorism) هم ميگويند . از نظر جمهوري اسلامي ايران بزرگترين مظهر تروريسم دولتي ، دولت غاصب فلسطين يا رژيم غير قانوني اسرائيل و دولت ايالات متحده آمريكا ميباشد . اما دولت آمريكا ، كشورهايي همچون كوبا ، ايران ، ليبي ، كره شمالي ، يمن جنوبي و سوريه را مظهر تروريسم دولتي و دولت كمك كننده به گروههاي تروريستي معرفي مينمايد . تروريستهاي تحت كنترل كشورها ، از مراكز فرماندهي خودشان در كشور كمك كننده دستور گرفته و بطور معمول ، اين دستورات را به شكل عمليات تروريستي و خرابكارانه در كشورهاي ديگر به مورد اجزا ميگذارند طيف فعاليتهاي اين نوع تروريستها بسيار متفاوت است از آدم كشي و ترور كردن مخالفين گرفته تا خرابكاري و انفجار در تاسيسات و ... كه همه براي تغيير سياست كشور حريف بكار ميرود . در طي سالهاي اخير از اين نوع حوادث تروريستي بسيار ديده شده است . البته برخي فعاليتهاي تروريستي هم وجود دارد كه توسط نيروهاي نظامي يا امنيتي يك كشور ، و برعليه كشور ديگر انجام ميپذيرد ، كه اين نوع اخير مورد بحث دراين نوشتار نمي باشد .
2- نوع دوم تروريسم را اصطلاحاً تروريسم مستقل (Autonomous Terrorism) مينامند . اين نوع تروريسم فعاليتهاي خرابكارانه يك گروه غير دولتي را بر عليه گروههاي ديگر يا رژيم حكومتي يك كشور ميباشد . جايي كه اين نوع تروريسم متأثراز مليت و احساسات ملي دستِكم دو ملت يا كشور باشد ، اصطلاحاً به آن « تروريسم قومي » ميگويند.
تروريسم مستقل را ميتوان به سه نوع تقسيمبندي نمود. البته لازم به ذكر است كه اين تقسيمبندي داراي حدود و ثغور مشخصي نميباشد و نميتوان مرزهاي اين سه نوع تروريسم مستقل را بطور كامل و روشن مشخص نمود. اين سه نوع عبارتند از : 1) تروريستهاي آنارشوكمونيست يا تروريستهاي كمونيست هرج و مرج طلب ، 2) تروريستهاي نئوفاشيست و 3) تروريستهاي قومي تجريه طلب .
برتريهاي سلاحهاي بيولوژيك عاملي به عنوان يك تهديد اجتماعي
در تئوري ، عوامل بيولوژيك قويتر و مهلك تر از عوامل شيميايي يا توكسين ها ميباشند . مدعاي اين امر ، آمار و ارقامي است كه متخصصين براساس شواهد و قراين علمي و همينطور مطالعات تجربي بدست آورده اند [8،7.1] . اين متخصصين ارزيابي كرده اند كه آشاميدن 100 ميلي ليتر از يك آب آلوده به عوامل زير باعث ايجاد يك بيماري سخت و شديد و حتي مرگ در مصرف كننده ميگردد . فرضيات ادعاي بالا عبارتند از : 1) آلوده كردن يك مخزن حاوي 5 ميليون ليتر آب ، 2) اضافه كردن يكي از عوامل زير به اين مقدار آب : نيم كيلوگرم سالمونلاتيفي عامل بيماري تب تيفوئيد ،پنج كيلوگرم سم بوتولينوم باكتري كليستريديوم بوتولينوم (به شكل خام ) ، پنج كيلوگرم ماده LSD ، هفت كيلوگرم انتروتوكسين استافيلوكوكوس اورئوس ، يا پنج تن عامل شيميايي عصبي .
بسياري از صاحب نظران و كارشناسان نظامي بر اين تصور هستند كه سلاحهاي بيولوژيك با وجود آنكه تا به امروز صرفاً به صورت پراكنده و محدود و بسياري اوقات آزمايشي مورد استفاده قرار گرفته اند. اما داراي امتيازاتي نسبت به ديگر سلاحهاي كشتار جمعي (مانند سلاحهاي شيميايي و اتمي) ميباشند اين امتيازات عبارتند از :
1- تشخيص شناسايي عوامل بيولوژيك به آساني مقدور نيست و با حواس پنجگانه قابل دريافت نيستند . با تجهيزات امكانات پيشرفته امكان بررسي و شناخت آنها وجود دارد كه اين شناسايي نيز مدتي طول ميكشد و در طي اين مدت احتمالاً عامل اثر خود را كه همان است به وجود خواهد آورد .
2- براي انجام يك حمله بيولوژيك الزامي نيست كه مقادير بسيار زياد از عوامل استفاده شود . به عبارت ديگر از آنجايي كه عوامل بيولوژيك خود تكثير حاصل كرده و زياد ميشوند لذا مقدار بسيار اندكي از آنها براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده كفايت ميكند .
3- پخش عوامل بيولوژيك توسط نيروهاي نفوذي (ستون پنجم) در عمليات خرابكارانه براحتي امكان پذير ميباشد .
4- دفاع در برابر عوامل بيولوژيك بسيار مشكل است اين مشكل در كشورهايي كه از نظر سازماندهي و سرويسهاي بهداشتي – درماني در درجات پايين قرار دارند (كشورهاي در حال توسعه) بسيار حادتر است . چگونه ميتوان ميليونها نفر را براي واكسيناسيون سريع و ضربتي و يا درمان سازماندهي كرد .
5- سلاحهاي بيولوژيك و تاحدودي سلاحهاي شيميايي خسارات چنداني به موارد غير بيولوژيك وارد نميسازند .
6- براي ساخت ،توليد و انبار و ذخيره سازي سلاحهاي شيميايي نياز به وجود تاسيسات بزرگ ميباشد و عملاً ساخت و آزمايش اين گونه سلاحها در خفا و پنهاني ممكن نيست ، اما سلاحهاي بيولوژيك در خفا و تحت پوشش تحقيقات آزمايشگاهي، بيولوژيكي، ميكروبشناسي و غيره انجام ميشود .
7- اثر عوامل بيولوژيك آني و فوري نمي باشد . اين دوره كمون يك برتري را براي اين سلاحها به وجود آورده از اين نظر كه هدفهاي مورد اصابت ، تا مدتها بعد از حمله مشخص نخواهد شد .
8- استفاده از عوامل بيولوژيك در داخل مناطق دشمن به آساني مقدور بوده ، اما مشكل بتوان ثابت كرد از عوامل بيولوژيك استفاده شده است . لذا اين امتياز باعث شده است كه از اين سلاحها درزمان صلح در عمليات تروريستي بهره برداري شود .
9- سلاحهاي بيولوژيك ميتوانند (نه ضرورتاً) اثرات ثانويهاي را به دنبال داشته باشند . مثلاً يك عمليات كوچك بر عليه يك هدف موضعي و محلي ميتواند يك بيماري اپيدميك گسترده ببار آورد .
10- سهولت و اراي توليد مقادير كم آنها به سرعت و با امكانات بسيار ناچيزي امكان پذير ميباشد .
11- توليد مقادير زياد فرآورده هاي بيولوژيك از پيچيدگي تكنيكي بيشتري برخوردار است اما با توجه به اينكه امروزه در تمام جهان طرحهاي بزرگي براي توليد انبوه باكتريها ، ويروسها و قارچهاي مورد نياز صنايع داروسازي ، واكسن و ... در حال اجرا ميباشد . به نظر ميرسد كه توليد انبوه نيز براي همه كشورها و برخي گروهها امكان پذير باشد .
مطالب گفته شده در فوق مزاياي تئوريك جنگ بيولوژيك بر جنگ شيميايي و هستهاي ميباشد اما در صحنه نبرد مسائل ديگري مطرح ميشود كه نوعاً ميتواند بعضي از اين مزايا را تحت الشعاع قرار دهد. بطور مثال ارتش ژاپن از قبل از جنگ جهاني دوم به رهبري ژنرال Ichi توفيقات زيادي درامر تحقيق و توسعه سلاحهاي بيولوژيك بدست آورد . دراين راه پولهاي زيادي خرج شد و تلاش زيادي به عمل آمد اما وقتي كه ژاپنيها اين سلاحها را بر عليه ارش و سربازان چيني و روسي بكار بردند ، پيروزيهاي ناچيزي براي آنها حاصل شد . حملات بيولوژيك ژاپنيها موجب ابتلاء چندين هزار نفر از مردم عادي گرديد و تلفات فراواني به آنها وارد نمود. به ويژه آنهايي كه از سرويسهاي پزشكي – بهداشتي محروم تر بودند از اين بابت خسارت و تلفات بيشتري ديدند .
سلاحهاي بيولوژيك در ارتباط با تروريسم
اولين سئوالي كه درابتداي اين بحث مطرح شد اين است كه آيا عوامل جنگهاي بيولوژيك در نظر تروريستها مسئلهي بي اهميت و بي فايدهاي است ؟
جواب منفي است. به عبارت ديگر اهدافي كه تروريستها دنبال ميكنند به غير از اهداف نظامي ميباشد و بطور قابل توجهي با هم فرق ميكنند . سلاحهاي بيولوژيك بدليل توانمنديها و راهكارهايي كه براي تروريستها ايجاد ميكنيد بسيار مورد توجه ميباشند. از جمله اين مزيتهاي آن است كه : 1) عوامل بيولوژيك در مقادير بسيار كم ، به مقدار زياد كشنده ميباشند . 2) براحتي ميتوان آنها را پنهان كرد و بسادگي منتقل نمود. 3) براحتي ميتوان آنها را آماده نمود و به وسيله افرادي كه آموزش مختصري ديده اند بكاربرد . برخلاف عوامل شيميايي ،سلاحهاي بيولوژيك به راحتي ميتواند در دست تروريستها قرار گرفته و براي كشتار دسته جمعي كار رود . نكته ديگر اين است كه برخي از عوامل بيماريزا و قابل سرايت به وسيله غذا و آب مانند سالمونلا ،شيگلا و استافيلوكوكوس اورئوس، هر روزه در آزمايشگاههاي تشخيص طبي جدا ميگردند. از طرف ديگر كشت اين عوامل كاري مشكل نيست و حتي به وسيله يك تكنسين در هر آزمايشگاه تشخيصي ميكروبيولوژي ، عملي است . انتقال و انتشار اين عوامل در مخازن آب امري ساده و عملي است . بنابراين يك حمله كوچك بيوتروريستي با عوامل بولوژيك ميتواند باعث آسيب هاي مهم و جبران ناپذيري گردد. البته بسياري هم معتقدند كه يك حمله كوچك نمي تواند باعث اثرات و آسيبهاي مهمي گردد كه البته اين مسئله محل تأمل و شك است .
پردازش باكتريهاي بيماريزا و پرحدّتي كه از طريق هوا و به شكل آئروسل ميتوان پخش نمود . براي مثال فرنسيلا تولارنسيس (عامل بيماري تولارمي) يا باسيلوس آنتراسيس (عامل بيماي سياه زخم يا شاربن) توسط يك آزمايشگاه پايه ميكروبيولوژي كلينيكي عملي است اما اين كار ، عملي سخت است و نياز به نظارت يك باكتريولوژيست مجرب دارد . اين عامل بيماريزا را ميتوان براحتي از بيمار يا محيط جدا نمود ، يا بسادگي از بانكهاي ميكروبي يا كلكسيونهاي كشت ابتياع نمود . توليد در مقياس بالاي اين ارگانيسمها مشكلات تكنيكي خاصي در حال حاضر ندارد اما نيازبه دقت بالا و مراقبت فراروان دارد. طراحي و ساخت ابزارآلات مفيد و مؤثر براي انبارداري سالم و حمل عوامل بيماريزا و رهايش قابل اطمينان آنها بطور نسبي مشكل است. بخصوص اگر هدف ، كاركردن در مقياس بالا باشد. در مقياس محدود، مشكلات به دليل استفاده از دستگاههاي سرمادهي خشك ( Frize-Dry ) براي لئوفِليزه كردن ، كه در صنعت متداول است ، كاهش فرارواني مييابد. به وسيله اين دستگاه ميتوان عاملي مانند باسيلوس آنتراسيس را در يك ويالِ شيشهاي كوچك سربسته به راحتي حمل نمود.
ويروسهاي بيماريزا منتقل شونده از طريق هوا ، يكي از كشندهترين سيستمهاي جنگافزار بيولوژيك ميباشند. توليد در مقياس بالا ، بستهبندي و ذخيره ويروسها فرآيندي بسيار پيچيده و مشكل ، و نيازمند فنآوري بسيار پيشرفتهاي ميباشد و ناگفته پيداست كه اين توانمنديها از حوزه توان و قدرت بسياري از تَشكّهاي بيوتروريستي و حتي دولتهاي پشتيبان آنها خارج است . در حاليكه دولتهاي پيشرفتهي غربي و شرقي با بهرهگيري از آزمايشگاههاي بيوتكنولوژيك بسيار قوي ، توان توليد چنين جنگافزارهايي را دارند.
ميدانيم كه تروريستها به طور معمول نسبت به تعهدات بينالمللي و ارزشهاي اخلاقي – انساني پايبند نبوده ، شرايط جنگ واقعي و مردانه را نسبتاً رعايت نميكنند. از اين رو دريافتهاند كه سلاحهاي بيولوژيك با نفس عمل ايشان تطابق فراوان دارد. به معني كه اين عوامل ميتوانند باعث ايجاد رعب و وحشت و اثرات روانيـ اجتماعي در بين مردم گردند [1و11و12[
اين روزها دسترسي به فنآوريهاي مخرب و مدرن براي افراد و گروهها عملي است. همين دسترسي به تروريستها اين اجازه را ميدهد كه از فاصلههاي دور اينگونه عملياتها را هدايت نمايند و در عين حال از عواقب نامطبوع و نكبتبار اعمال خود دور بمانند. كارگذاري بمب در هواپيماها ، پخش گاز و عوامل بيولوژيك از طريق هواپيما و طرق ديگر همگي از مصاديق اينگونه عملياتها ميباشند.
يكي از مزاياي بكارگيري سلاحهاي بيولوژيك در عملياتهاي خرابكارانه و تروريستي فاصله بين كاربرد و بروز علائم بيماري در افراد مورد تعرض است. اين زمان انكوباسيون يا همان دوره نهفته بيماري از چندين ساعت تا چندين روز متغير خواهد بود. همين فاصله زماني امكان رديابي مهاجم را از دستگاهها امنيتي ميگيرد و به تروريستها اين اجازه را ميدهد تا ردپاهاي خود را پاك و از صحنه خطر دور شوند.
در اينجا سئوالي كه پيش ميآيد آن است كه چرا موارد استفاده از عوامل بيولوژيك در عملياتهاي تروريستي اينقدر محدود و انگشت شمار است ؟ با علم به اينكه تروريستها هم به اينگونه سلاحها دسترسي دارند و هم به خوبي از مزيتهاي آن آگاهند ، دلايل مختلفي باعث محدود شدن استفاده از عوامل بيولوژيك در عملياتهاي تروريستي شدهاند كه برخي از مهمترين اين علايل عبارتند از :
1. يكي از دلايل ، كم شدن توجه و هوشياري عمومي نسبت به سلاحهاي بيولوژيك ،بعد از تحريم اين نوع سلاحها در سال 1969 و كنوانسيون سلاحهاي بيولوژيك 1975 ميباشد. از سال 1970 تا اواسط دهه 80 توجه عمومي نسبت به اين نوع جنگ فزار بطور قابل ملاحظهاي كم شده بود . بنابراين شايد رهبران تروريستها ،در طول اين سالها اطلاعات كمي از اين نوع عوامل داشته اند [6] .
2. Mullen معتقد است كه سازمانهاي تروريستي فاقد توانائيهاي تكنيكي براي به دست آوردن ، سلاحي كردن و نگهداري و كاربرد عوامل بيولوژيك ميباشند [4]. دليل اين عدم توانايي هم عبارت است از : الف/ اعضاء گروههاي تروريستي هيچ گونه آموزشي درباره اين عوامل ندارند . ب/ كشورهاي كمك كننده به تروريستها فاقد مهارت و ابزارآلات كافي براي توسعه سيستم هاي جنگ بيولوژيك ميباشند . اما كشورهاي ملقب به تروريسم دولتي مانند رژيم اسرائيل غاصب واجد همه نوع امكانات لازم از جهت ابزار آلات عوامل بيماريزا ميباشند و ميتوانند خود اين عوامل را بكار گيرند و يا آنها را در اختيار گروههاي تروريستي بگذارند.
3. به نظر بسياري از محققين كاربرد و تأثير اين نوع سلاحها در كشورهاي توسعه يافته يا پيشرفته محل تأمل است. به عبارت ديگر عمليات تروريستي با اين سلاحها اثرات كمي در كشورهاي توسعه يافته دارد . مسائل ديگري همچون فاكتورهاي محيطي كه باعث مرگ و ازبين رفتن عوامل بيولوژيك بيماريزا ميگردند، ميزان حفاظت و حضور نگهبانها در محلهاي حساس باعث بكارگيري محدود اين عوامل ميگردند [1] .
4. نسل قديمي رهبران گروههاي تروريستي نسبت به رهبران حاضر اين گروهها ، به طور نسبي در توسل به زور و تهديد ، ملاحظه كارتر بودند . بطور مثال در يك مطالعه بر روي گروههاي تروريستي تركيه نشان داده شد كه نسل اول رهبران اينگونه گروههاي تروريستي (بطور تقريب بين سالهاي 1970 الي 1972 ) ملاحظه كارتر و كمتر اعمال تهديد و زور نموده اند . رهبران جديد گروهكهاي تروريستي ، بطور نسبي افرادي تحصيل كرده تر و اغلب آشنا به علوم سياسي ميباشند ، و قاعدتاً اين آگاهيها باعث آشنا بودن اين رهبران با قوانين جنگ و ميثاق انسانيت خواهد بود اما همين آگاهيها به دانش ، و علم بر نتايج كاربرد اين عوامل ،ممكن است كه آنها را بر خلاف عقيده يا مرام خود ، به كاربرد آنها در عمليات خرابكارانه سوق دهد [1] .
بطور خلاصه دلايل استنباط شده در ارتباط با عدم كاربرد سلاحهاي بيولوژيك توسط تروريستها مربوط است به خود اين سلاحها . به عبارت ديگر تروريستها هنوز با اين سلاحها خوب آشنا نشده اند و يا بعضي از آنها اصلاً اطلاعي از وجود اين نوع سلاحها ندارند . اين بي اطلاعي و بي خبري وجود دارد زيرا بسياري از گروههاي تروريستي و همينطور كشورهاي پشتيباني كننده آنها ، فاقد ملاحظات و فشارهاي حقوقي و اخلاقي كاربرد سلاحهاي كشتار جمعي ، عامل بالقوهاي است كه بر روي رهبران تروريستها به عنوان يك عامل بازدارنده عمل مينمايد .
تروريستها در ارتباط با سلاحهاي بيولوژيك
تروريستهاي تحت كنترل كشورها ،نسبت به ديگر گروههاي تروريستي دسترسي بيشتري به سلاحهاي بيولوژيك و شيميايي دارند علت دسترسي اينگونه گروههاي تروريستي به منابع تكنيكي و امكانات كشور حمايت كننده ميباشد . ولي نكته قابل توجه آن است كه سياستهاي عملي ايجاد ترور و وحشت ، در مورد گروههاي تروريستي وابسته به كشورها به مقدار زيادي تحت تأثير سياستهاي كشور كمك كننده ميباشد . برخي شرايط ميتواند اين گروههاي تروريستي را به طرف يك حمله بيولوژيكي تروريستي سوق دهد . گروههاي تروريستي تحت نفوذ كشورها عموماً شامل افراد و گروههاي تبعيد شده يا رانده شده از يك كشور به كشور ديگري ميباشند. اگر كشورهاي كمك كننده به اين گروههاي تروريستي تحت كنترل ، هدفي در كشور مزبور داشته باشند ، آن اهداف را از طريق اين نوع گروهها تعقيب خواهند كرد. برخي از كشورها مانند آمريكا ، بسياري از دول اروپايي ، عراق ، افغانستان ، و ... پناهگاه گروههاي تروريستي وابسته هستند . كشورها و گروههاي تروريستي وابسته اگر بتوانند يك هدف تعريف شده و جمعيت ساكن در يك منطقه خاصي را تحت حمله قرار دهند ، بدون اينكه خود صدمهاي از اين بابت ببينند قطعاً اين كار را انجام ميدهند. اين طريق كشورهاي كمك كننده بدون اينكه خود وارد جنگ از طريق ارتشهاي منظم گردند لطمات و آسيبهاي جبران ناپذيري را به كشور مورد نظر وارد ميكنند . بدين دلايل تروريستهاي تحت كنترل كشورها داراي تواناييهاي زيادي در ميكروبيولوژي كاربردي ميباشند و ميتوانند از سلاحهاي بيولوژيك در عمليات بيوتروريستي استفاده نمايند .
گروههاي « آنارشوكمونيست » داراي اهداف ويژه و خاصي- مانند افراد دولتي و افسران نظامي – براي حمله ميباشند . به اين دلايل آنها از هر نوع سلاحي حتي سلاحهاي بيولوژيك براي آسيب رساندن به اين اهداف استفاده مينمايند . برخي از گروههاي تروريستي «نئوفاشيست» داراي اعضاء واجد تحصيلات كافي و آموزشهاي لازم براي توليد مقادير اندك عوامل جنگ افزارهاي بيولوژيك ميباشند. بعلاوه ، همچنانكه قبلاً مورد توجه قرار گرفت ،اين گروهها اغلب دسترسي به تكنولوژيهاي موجود در كشور را دارند . بنابراين ، پتانسيل و توان آنها براي بدست آوردن سلاحهاي بيولوژيك فوقالعاده بالا است . معذالك ،دو پارامتر در اين ارتباط بايستي مورد توجه قرار گيرد . اولين فاكتور ، در اين ارتباط است كه اين گروهها سعي دارند كه در جامعه داخل پذيرفته شوند . بنابراين احتمال اينكه آنها از سلاحهايي استفاده كنند كه علاوه بر خودشان ، ممكن است حتي افراد حمايت كننده از آنها را تحت تأثير و آسيب قرار دهد، خيلي كم ميباشد . اهداف ، گروههاي نژادي ، مذهبي يا ملي هستند كه در جامعه وجود دارند ، بنابراين هدفهاي نئوفاشيستها افراد يا دسته هاي كوچكي هستند كه نميتوانند براي يك حمله بيولوژيك هدف باشند . فاكتور دوم ، در ارتباط با تغيير تاكتيكِ گروههاي فاشيستي اروپايي ، در اين چند ساله اخير ميباشد . به عبارت ديگر اين گروهها فهميده اند كه با كاربرد قانون بجاي روشهاي ديگر ، ميتوانند به قدرت حاكمه برسند . به بيان ديگر در فرايند تلاش براي مردمي تر شدن و مقبول افتادن در بين عامه مردم ، آنها در بكارگيري خشونت دقت بيشتري مينمايند . بنابراين ، اين گروهها بعيد است كه براي اهداف خود متوسل به سلاحهاي بيولوژيك گردند .
برخي از گروههاي تجزيه طلب در طي 10 سال گذشته افراد آموزش ديدهاي را در زمينه عوامل بيولوژيك از اروپا و ايالات متحده در استخدام خود در آورده اند . بعلاوه ، برخي كشورها ، در زمينه تجهيز اين گروهها با سلاحهاي بيولوژيك سخت كار ميكنند . بنابراين برخي از گروههاي متخاصم داراي توان بالقوه براي توليد و بكارگيري اين سلاحها ميباشند .
برنامه ريزي براي مقابله با عمليات خرابكارانه بيولوژيك
با توجه به خطرات بالقوه جنگ و عمليات خرابكارانه بيولوژيك ، برنامه ريزي اصولي براي مقابله با اين پديده در ابعاد شهري ، محلي و كشورهاي بسياري واجد اهميت ميباشد . امروزه علي رغم پيشرفت علوم و فنون ، دانش بشري از پيش بيني زمان و مكان وقوع اين نوع عمليات بطور نسبي ناتوان است از اين رو ميبايست در قبال وقوع غير قابل اجتناب آن مهيا و آماده بود .
پيشنهاد ميشود تا براي شهرهاي كشورمان بر اساس اصول مدون ، در قالب يك ساختار تشكيلاتي منسجم ، برنامه ريزي مقابله و كاهش اثرات نامطلوب مدنظر قرار گيرد تا نسبت به كاهش اثرات اين پديده اجتناب ناپذير عمل گردد. در اين مقوله با توجه به اينكه عمليات خرابكارانه بيولوژيك ، در چهار برهه زماني يعني قبل از بحران ، شروع بحران ، حين بحران و بعد از بحران ، يك شهر (و حتي كشور) را در بر ميگيرد ، نياز به برنامه ريزي دقيق در خصوص هر يك از اين مراحل وجود دارد .
زمان قبل از بحران براي كاهش ضايعات و تلفات ناشي از اين عمليات شامل سياستگذاري مقابله با بحران تهاجمات بيوتروريستي ، تخمين و برآورد پتانسيل عوامل كاربردي ، تخمين و برآورد خطر ، برنامه ريزي پيشگيري، تعيين آسيب پذيري و كاهش اثرات ، ايجاد برنامههاي رفع آلودگي، ايجاد سيستمهاي اخطار و هشدار و بالاخره پژوهش در امر آسيب پذيري مردم و شهر و همچنين آموزش شهروندان و نيروهاي درگير براي رويارويي با اين پديده است . در شروع بحران ، ايجاد سيستم اطلاع رساني و هشدار ، ارزيابي دقيق ابعاد و عواقب به كمك سيستمهاي پيشرفته اطلاعاتي ، بسيج امكانات و منابع ، فعال سازي برنامه جستجوي بيماران و افراد در معرض خطر ، فعال كردن برنامه امداد رساني و توجه به تخصيص منابع و تعويض وظايف سازمانهاي درگير از موارد مورد نظر جهت برنامهريزي ، پيشگيري و مديريت كاهش پيامدهاي رواني ، اجتماعي ، اقتصادي ، درماني و بهداشتي حاصله از عمليات خرابكارانه بيولوژيك است .
فعال سازي برنامه هاي مقابله ،فعال كردن تيم هاي درگير درجستجو و امداد ، فراهم كردن تسهيلات و تمهيدات پزشكي و مراقبتها ، ايجاد مراكز بهداشتي ، قرنطينه ، واكسيناسيون دسته جمعي ، استقرار نظم در جامعه و اطلاع رساني از موارد مديريت حين بحران بيولوژيك ، براي كاهش تلفات و خسارات است . اما كارهاي پس از بحران بيولوژيك ، كشف و درمان موارد ثانويه ايجاد بهداشت منطقهاي ، استقرار وضعيت عادي و... خواهد بود .
Ref:
1. .Zilinskas RA (1990). Terrorism and biological weapons : Inevitable alliance? Perspectives in Bilogy and medicine : 34(1):44-72 .
2. Zilinskas RA (1997). Iraq biological weapons: The past and the future? JAMA: 278: 418-24
3. Kaufman AF, Meltzer MI , and schmid GP (1997). The economic impact of Bioterrorist Attack : Are Prevention and postattack intervention pograms justifiable? . Emerging infectious Disease;3(2):83-94.
4.Mullen RK (1978) . Mass destruction and terrorism. J Int Affairs; 32:63-89 .
5.Geissler E (1986). Biological and toxin weapons today . oxford university press.
6.Zilinskas RA (1992) . The microbiologist and biological defense research: Ethics , politics and international security .
7.World health Organization (1972) . Health aspects of chemical and biological weapons . Geneva , Switzerland , WHO.
8.Cole LA (1996) . The specter of biological weapons. Scientific American : 30-35 .
9.Evers S (1997) . US cities will be a ided against toxic attack . Janes Defence; april 23 page 6 .
10. Gordon TC , and Nielsen B (1986) . Biological Terrorism . Mil med : 15(7):357-363.
11. flanagin A, and Lederberg J (1996) . The threat of biological weapons prophylaxis and mitigation JAMA : 276(5): 419-420 .
عليرغم پهنهي گستردهي مرزهاي آبي در ايران و ارتباط كاري و غذايي بسياري از هموطنان به اين موهبت الهي، متأسفانه مباحث پزشكيِ مرتبط با اين اقليم در كشورمان بسيار مهجور مانده است و اين در حاليست كه طبدريا همچون طب هوا - فضا در جهان پزشكي صاحب جايگاه خاصي بوده، متخصصين بسياري در آن مشغول تحقيق و بهينهسازي پروتوكلها هستند.